خرید بک لینک
ﺁﻣﺪﯼ ﺩﺭ خواب, ﻣﻦ ﺩﯾﺸﺐ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ؟ ﺍﯼ ﻋﺠﺐ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻃﺮﻓﻬﺎ ﻫﻢ، ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺩﺍﺷﺘﯽ! ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺰﯾﺰ! ﯾﺎ ﮐﻪ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﻢ ﻗﺮﺍﺭﯼ داشتی ﺑﻨﺪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﺍﺕ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ پلنگ ﺧﻮ

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

اگر سکوت این گستره ی بی ستاره مجالی دهد می خواهم, بگویم, سلام,اگر دلواپسی آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد می خواهم از بی پناهی پروانه برایت بگویماز کوچه های بی چراغ از این حصار از این ترانه ی تارم

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..
اندوه, بزرگ,ی ست زمانی که نباشی!

آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی..

پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!

ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!
هشدار! که آرامش ما را نخراشی..

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!

اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی..

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

بانوی من !دلم میخواست در عصر دیگری دوستت میداشتم !در عصری مهربانتر و شاعرانهتر !عصری که عطرِ کتاب ،عطرِ یاس و عطرِ آزادی را بیشتر حس میکرد !دلم میخواست تو رادر عصر شمع دوست می

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

تو ظریفیمثل گلدوزی یک دختر عاشقکه دلانگیزترین گلها راروی روبالشی عاشق خود میدوزد.با تو بودن, خوبستتو چراغی، من شبکه به نور تو کتاب دل توو کتاب دل خود را که خطوط تن تستخوش خوشک میخوانمتو درختی، من

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

بعضی, آدم ها را نمیشود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آن ها... اصلا به آخرش فکر نمی کنی آنها برای اینند که دوستشان بداری! آن هم نه

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

مرا دوست, بدار, همینطور سیاه و سفید با همین اشک ها و خنده ها همه ام را دوست بدار! قند و زهر بد و خوب تاریک و روشن با همه ی سکوت ها و پرحرفی هایم... مرا دوست بدار چون درختی که همه ی برگهایش را چون

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

خسته ام از این کویر ، این کویر کور و پیراین هبوط بی دلیل ، این سقوط ناگزیرآسمان بی هدف ، بادهای بی طرفابرهای سر به راه ، بیدهای سر به زیرای نظاره ی شگفت ، ای نگاه ناگهانای هماره در نظر ، ای هنوز, بی نظ

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

به نام عشق که زیباترین سرآغاز است هنوز شیشهی عطر غزل ، درش باز استجهان تمام شد و ماهپارههای زمین هنوز هم که هنوز است کارشان ناز استهزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت که عشق ، حادثهای خانمان برانداز

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

بعضی روزها دلَم برای تو تنگ میشود! مثلِ دیروزکه دلَم تنگ شده بود وُتو نبودیمثلِ امروز،که دیشب, خوابت, را دیدم, وُتو آمده بودیمثلِ فردابعضی روزهادلَم برایِ تو تنگ میشود

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: سه شنبه 27 آذر 1397 ساعت: 12:46

صفحه بندی